
هروقت بارون میباره همه خوش حالن . . .
اما من زیر بارون اشک میریزم و توی این خیا بون ها گریه می کنم . . .
همانند اسمان که گریه می کند . . .
وقتی بارون میاد دلم تنگ میشه برای اون روز هایی که دوتاییمون زیر بارون شونه به شونه راه میرفتیم . . .
اون روز ها خیلی شاد بودم . . .اما یه استرابی داشتم که مبادا توی یه روز بارونی تو یعنی عشقم کنارم نباشه اما از همان چیزی که
میترسیدم به سرم آمد . . .
|
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4